Sunday, August 2, 2009

خیلی دوس دارم بدونم ...
خیلی دوست دارم بدونم که شما ها چطور ما مردم و خر حساب میکنید؟
یعنی بعد از تمام این حوادث متوجه نشده اید؟
اینبار بدجوری باختید !!!! حربه ی قدیمی که مدت هاست رو شده
من نمیدونم ابطحی و چی کشیده و چقدر خرد شده .. اما می تونم درکش کنم و اونو خائن نمی دونم
شما انسان نیستین و این برای ما از روز هم روشنتره
!!!!
پس براتون متاسفم که تصور میکنین ما (مردم) چنین کذبیاتی رو قبول میکنیم
******
درد ما را نیست درمان الغیاث هجر ما را نیست پایان الغیاث
این شعر خیلی اتفاقی یادم افتاد اونوقتا که همه چیز قشنگتر از حالا بود .. انگار زمان خیلی دوریه .. آره اون زمان که کلی تو مشاعره شاخ بودم این غزل حافظ و حفظ کرده بودم ..................

Wednesday, July 29, 2009

فک نمیکنم حسش باشه که من آرشیو و منتقل کنم اینجا بیش از حد ناراحتم


غم وغصه ام به قدری زیاد است که می خواهم داد بزنم .. می خواهم با صدای بلند زار بزنم .. اشک در چشمانم حلقه میزند و من نمیدانم چه کنم ؟ و چگونه این بغض را فرو دهم .. وقتی این چنین شکنجه گرانی به جانمان افتاده اند که نم توان گفت آیا انسانند/ کسانی که زیر شکنجه جوانان هموطن مرا میکشند؟ جنازه هایشان را با ناخنهای کشیده شده و دندانهای شکسته تحویل میدهند !!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیشود کاری کرد؟ خدایا به کجا پناه برده بودی وقتی که این بچه ها به تو پناه می آوردند؟
اخبار ساعت 21 دارد تصاویر "ندا " "سهراب" و دیگر عزیزانمان را نشان میدهد .. و میگوید که کشته شده اند !!! از تلویزیون ایران و حتی از تمامی مجری ها متنفرم .. خیلی بد است که اینقدر نفرت داشته باشم .. اما نمی شود کاری کرد.. قلب و روح من زخمی شده است
کاش گریستن فایده داشت .. وقتی به این می اندیشم که چند وقتی است به زندگی معمول خود بازگشته ام در حالیکه هموطنانم و همفکرانم هنوز در زندانها وحشیانه شکنجه می شوند خیلی کلافه میشوم ..........

مرگ بر تو ای " ا.ن" ضحاک و مرگ بر شما ای وحشیان شکنجه گر ..


.......................
برای نشان دادن نفرتم کلمات کم می آورند .. من نمی دانم چه بگویم و نمی دانم چه بکنم .. من غمگین و عزادارم . من دیگر همیشه عزادارم

مگر وقتی خون بیگناهان به ثمر نشیند
لالالالا گل پونه ، بابات رفته دلم خونه ، بابات امشب نمی آید ، گرفتن بردنش شاید
بخواب آروم چراغ من ، گل شب بوی باغ من ، بابات شب رفته از خونه ، که خورشیدو بجونبونه
لالالالا گل انجیر ، بابات داره به پاش زنجیر ، به پاش زنجیر صد خروار ، چشاش خواب و دلش بیدار
بخواب آروم گل خورشید ، بابات حال ترو پرسید ، بهش گفتم که شری تو ، پی او رو میگیری تو
لالالالا گل امید ، باباتو برده اند تبعید ، دلی مانند کوه داره ، بچه ش صدها عمو داره
بخواب فردا سحر میشه ، شب از عالم به در میشه ، بابات خونه میاد خندون
لالالالا گل آهن ، باباتو دشمنا کشتن ، نشون دشمنا اونه ، دساشون غرق در خونه
بخواب آروم توی بستر ، مث آتیش تو خاکستر ، که فردا شعله ور میشی ، تو خونخواه پدر میشی
لالالالا گل کینه ، زمین از کشته رنگینه ، زمین رنگین نمی مونه ، دلت پرکین نمی مونه
بخواب اعیون عزاداره ، که اعیون دختری داره ، عروس من میشه دختر ، جهون ایمن میشه یکسر..
.احمد شاملو

Sunday, July 26, 2009

سلام به دوستان عزیزم
در حال اثاث کشی به اینجام.....